گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

26

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

نافذى نشان مىداد نسبت بدوستان بخشندگى و خوبى ميكرد و كمترين نيكى آنها را قدر مىشناخت . اين‌ها صفات و سيرتى بود كه در صورت احراز تخت و تاج پادشاهى او را نيك به كار مىآمد . علاوه براين مزاياى اعتقادى سرشار و شايد هم بىاندازه دربارهء ارزش وجودى خويش داشته و چنان كه پلوتارك مىنويسد در نامه‌اى به اسپارتها نوشته بود « در وجود خود قلبى عميق‌تر از برادر خويش دارد » بعلاوه به فلسفه و علم سحر كه در ايران باستان رواج داشته آشنا و در مىگسارى توانا و بيشتر از برادرش نيرومند بوده است . كوروش اعلام داشته بود كه حاضر است همهء دارائى و ثروت خود را به لوساندر بدهد و به خاطر او از تمام زر و سيم شاهى دست بردارد . به نفرات چريك يونانى همراه خود وعده داده بود به آنها كه پياده بيايند اسب خواهد داد و آنان كه سواره وارد شوند ارابه خواهند داشت ، اگر كشتزار دارند ده خواهد داد و اگر ده دارند شهر خواهند يافت و به سربازان فقط مزد نخواهد پرداخت بلكه قدر و ارزش خدمت هر كس را بعد از نبرد خواهد شناخت . پيش از آغاز شدن نبرد كوناكسا ( در ده فرسخى شمال بابل ) نگرانى كوروش از آن جهت نبود كه شهر و ديار به اندازهء كافى براى ياران خود نداشته است بلكه نگرانى داشت كه به مقدار كافى دوستان و يارانى جهت احراز مقامات و مناصب ندارد . او به تمام افراد چريك يونانى سكهء طلا وعده كرده بود . همچنين به ثبوت پيوست كه هر كس به او دست يارى ميداد و يا برعكس درصدد صدمه‌اى برمىآمد به وجهى بارز مورد تلافى و جبران و يا بازخواست واقع ميگرديد . در خطهء فرمانروائى او قانون كاملا مجرا بوده چنان كه افراد بىآزار بدون هيچ‌گونه ناراحتى